اسپانیایی واژگان C1
سطح: C1 · اسپانیایی
20 واژه
| اسپانیایی | معنی | جمله نمونه |
|---|---|---|
| Eloquente | داشتن یا نشان دادن فصاحت در گفتار یا نوشتار. | Su discurso fue tan elocuente que convenció a todos los presentes. سخنرانی او چنان فصیح بود که همه حاضران را قانع کرد. |
| Proliferación | افزایش سریع در تعداد یا مقدار چیزی. | La proliferación de nuevas tecnologías ha cambiado la forma en que trabajamos. افزایش فناوریهای جدید روش کار ما را تغییر داده است. |
| Intransigente | در موضع یا دیدگاه خود قاطع و انعطافناپذیر. | Fue tan intransigente en sus demandas que las negociaciones fracasaron. در خواستههای خود چنان قاطع بود که مذاکرات شکست خورد. |
| Perpetuar | جاودانه کردن یا طولانی کردن چیزی. | El monumento fue construido para perpetuar la memoria de los héroes. این یادواره برای جاودانه کردن یاد قهرمانان ساخته شد. |
| Idiosincrasia | مجموعهای از ویژگیها، خصوصیات یا عادات خاص یک فرد یا گروه. | La idiosincrasia de una cultura se refleja en su arte y literatura. ویژگیهای خاص یک فرهنگ در هنر و ادبیات آن منعکس میشود. |
| Subyacer | زیر چیزی وجود داشتن یا اساس یک وضعیت بودن. | El miedo al cambio suele subyacer en la resistencia a nuevas ideas. ترس از تغییر معمولاً زیربنای مقاومت در برابر ایدههای جدید است. |
| Condescendencia | نگرش برتری نسبت به دیگران، با مدارا با آنها رفتار کردن. | Su condescendencia hacia los empleados fue evidente en la reunión. برتری او نسبت به کارمندان در جلسه مشهود بود. |
| Eufemismo | کلمه یا عبارتی ملایمتر که برای جایگزینی با عبارت دیگر که تابو یا ناخوشایند در نظر گرفته میشود، به کار میرود. | Utilizó un eufemismo para no ofender a la audiencia. او از یک واژه ملایم به جای واژهای استفاده کرد تا مخاطب را نرنجاند. |
| Inexorable | که نمیتوان آن را متوقف یا جلوگیری کرد. | El avance del tiempo es inexorable y afecta a todos por igual. پیشروی زمان غیرقابل توقف است و همه را به یک اندازه تحت تأثیر قرار میدهد. |
| subvención | کمک مالی که برای حمایت از یک فعالیت داده میشود. | La empresa recibió una subvención para proyectos ecológicos. شرکت برای پروژههای زیستمحیطی کمکهزینه دریافت کرد. |
| paradigma | الگو یا مثالی که به عنوان مرجع در نظر گرفته میشود. | El paradigma económico ha cambiado en los últimos años. الگوی اقتصادی در سالهای اخیر تغییر کرده است. |
| perplejo | گیج یا سردرگم در برابر چیزی. | Me quedé perplejo al escuchar la noticia. با شنیدن خبر گیج شدم. |
| prevalecer | برجسته شدن یا غالب آمدن بر چیزهای دیگر. | El sentido común debe prevalecer en situaciones de crisis. حس مشترک باید در شرایط بحرانی غالب شود. |
| enigmático | چیزی که فهم یا تفسیر آن دشوار است. | El final de la película fue enigmático y dejó muchas preguntas. پایان فیلم مبهم بود و سوالات زیادی را به جا گذاشت. |
| simbiosis | رابطهی همکاری میان موجودات یا نهادها. | La simbiosis entre la tecnología y la educación es evidente. همزیستی بین فناوری و آموزش مشهود است. |
این سطح بخشی از دوره ویژه است. برای خواندن متن کامل و پاسخ به پرسشها با کد تخفیف یا دسترسی ویژه وارد شوید.