اسپانیایی واژگان B2
سطح: B2 · اسپانیایی
20 واژه
| اسپانیایی | معنی | جمله نمونه |
|---|---|---|
| perspectiva | راهی برای دیدن یا در نظر گرفتن یک موضوع یا وضعیت. | Desde su perspectiva, el proyecto fue un éxito. از دیدگاه او، پروژه موفقیتآمیز بود. |
| innovación | معرفی نوآوریها یا تغییرات قابل توجه در چیزی. | La innovación tecnológica ha transformado la industria. نوآوریهای فناوری صنعت را متحول کرده است. |
| sostenibilidad | قابلیت حفظ شدن بدون تخلیه منابع طبیعی. | La sostenibilidad es clave para el futuro del planeta. پایداری کلید آینده سیاره است. |
| diversidad | تنوع عناصر یا ویژگیهای مختلف. | La diversidad cultural enriquece nuestras vidas. تنوع فرهنگی زندگی ما را غنی میکند. |
| empatía | توانایی درک و اشتراکگذاری احساسات دیگران. | La empatía es fundamental en las relaciones interpersonales. همدلی در روابط بین فردی اساسی است. |
| autonomía | توانایی عمل بهطور مستقل بدون وابستگی به دیگران. | El trabajo remoto fomenta la autonomía de los empleados. کار از راه دور خودمختاری کارکنان را تقویت میکند. |
| prejuicio | نظر قبلی و نامطلوب درباره چیزی یا کسی. | Es importante luchar contra el prejuicio en la sociedad. مهم است که با تعصب در جامعه مبارزه شود. |
| resiliencia | توانایی تطبیق مثبت با موقعیتهای نامطلوب. | La resiliencia es crucial para superar las dificultades. تابآوری برای غلبه بر مشکلات حیاتی است. |
| conciencia | دانش و آگاهی از چیزی. | La conciencia ambiental ha aumentado en los últimos años. آگاهی محیط زیستی در سالهای اخیر افزایش یافته است. |
| cooperación | اقدام به همکاری مشترک با دیگران برای یک هدف مشترک. | La cooperación entre países es esencial para resolver problemas globales. همکاری بین کشورها برای حل مسائل جهانی ضروری است. |
| perspicaz | داشتن درک یا فهم سریع و روشن. | Su comentario perspicaz hizo que todos reconsideraran su postura. نظر بصیرانه او باعث شد همه در موضع خود تجدید نظر کنند. |
| ambigüedad | وضعیت یا بیانی که به طرق مختلف قابل تفسیر است. | La ambigüedad en sus palabras creó muchas confusiones. ابهام در سخنان او باعث ایجاد سردرگمی شد. |
| sutil | چیزی که ظریف یا دشوار برای درک است. | Su sentido del humor es muy sutil y no todos lo entienden. حس طنز او بسیار ظریف است و همه نمیفهمند. |
| inminente | چیزی که در شرف وقوع است. | La llegada de la tormenta era inminente y todos se prepararon. رسیدن طوفان قریبالوقوع بود و همه آماده شدند. |
| efímero | چیزی که مدت کوتاهی دوام دارد. | La belleza de la flor es efímera, pero impactante. زیبایی گل گذرا اما چشمگیر است. |
این سطح بخشی از دوره ویژه است. برای خواندن متن کامل و پاسخ به پرسشها با کد تخفیف یا دسترسی ویژه وارد شوید.