اسپانیایی واژگان B1

سطح: B1 · اسپانیایی

20 واژه

اسپانیاییمعنیجمله نمونه
conversaciónتبادل کلمات بین دو یا چند نفر.Tuvimos una conversación interesante sobre el medio ambiente.
یک گفت‌وگوی جالب درباره محیط زیست داشتیم.
hogarمحلی که یک خانواده در آن زندگی می‌کند.Mi hogar está lleno de recuerdos felices.
خانه من پر از خاطرات خوش است.
almuerzoوعده غذایی که در ظهر صرف می‌شود.Voy a preparar un almuerzo ligero hoy.
امروز می‌خواهم یک ناهار سبک آماده کنم.
transporteوسایلی که برای جابجایی افراد یا چیزها از مکانی به مکان دیگر استفاده می‌شوند.El transporte público en mi ciudad es muy eficiente.
حمل و نقل عمومی در شهر من بسیار کارآمد است.
trabajoفعالیتی که در ازای پول انجام می‌شود.Mi trabajo actual me permite viajar mucho.
شغل فعلی من به من اجازه می‌دهد تا زیاد مسافرت کنم.
culturaمجموعه‌ای از آداب و رسوم، دانش و بیان‌های هنری یک جامعه.La cultura de este país es muy rica y diversa.
فرهنگ این کشور بسیار غنی و متنوع است.
educaciónفرآیند آموزشی که به منظور توسعه قابلیت‌های فکری و اخلاقی انجام می‌شود.La educación es la base del futuro de los niños.
آموزش پایه و اساس آینده کودکان است.
comprarخرید چیزی در ازای پول.Voy a comprar un regalo para el cumpleaños de mi hermana.
می‌خواهم برای تولد خواهرم یک هدیه بخرم.
naturalezaمجموعه‌ای از هر چیزی که جهان را تشکیل می‌دهد، بدون دخالت انسان.Me gusta pasear por la naturaleza los fines de semana.
دوست دارم آخر هفته‌ها در طبیعت پیاده‌روی کنم.
sociedadگروهی از افراد که در یک فضای فرهنگی زندگی و تعامل می‌کنند.Una sociedad justa es fundamental para el bienestar de todos.
یک جامعه عادلانه برای رفاه همه ضروری است.
consentimientoاجازه برای اینکه چیزی اتفاق بیفتد یا انجام شود.Necesitamos el consentimiento de todos para proceder con el plan.
ما به رضایت همه نیاز داریم تا با برنامه ادامه دهیم.
escenarioمحلی که نمایش یا رویدادی در آن رخ می‌دهد.El escenario estaba iluminado con luces de colores.
صحنه با چراغ‌های رنگارنگ روشن شد.
objetivoهدفی که فرد می‌خواهد به آن برسد.Nuestro objetivo es completar el proyecto antes de fin de año.
هدف ما این است که پروژه را تا پایان سال به اتمام برسانیم.
recetaدستورالعمل‌هایی برای تهیه یک غذا.Busqué una receta para hacer una tarta de manzana.
دنبال یک دستور غذا برای تهیه پای سیب بودم.
vacunaماده‌ای که برای پیشگیری از بیماری‌ها تزریق می‌شود.La vacuna es esencial para erradicar el virus.
واکسن برای ریشه‌کن کردن ویروس ضروری است.

این سطح بخشی از دوره ویژه است. برای خواندن متن کامل و پاسخ به پرسش‌ها با کد تخفیف یا دسترسی ویژه وارد شوید.

← فلش‌کارت واژگان زبان اسپانیایی