اسپانیایی واژگان A1
سطح: A1 · اسپانیایی
15 واژه
| اسپانیایی | معنی | جمله نمونه |
|---|---|---|
| hola | سلام غیررسمی برای شروع مکالمه. | Hola, ¿cómo estás? سلام، حالت چطوره؟ |
| casa | محلی که یک فرد یا خانواده در آن زندگی میکند. | Mi casa es pequeña pero cómoda. خانه من کوچک اما راحت است. |
| agua | مایع شفاف، بیرنگ و بیبو که برای زندگی ضروری است. | Bebo agua todos los días. من هر روز آب مینوشم. |
| libro | مجموعهای از صفحات کاغذ که حاوی متن یا تصاویر هستند. | Estoy leyendo un libro interesante. من در حال خواندن یک کتاب جالب هستم. |
| pan | غذای اصلی ساخته شده از آرد و آب، پخته شده. | Compro pan todos los días. من هر روز نان میخرم. |
| mesa | مبلمان با سطح صاف که توسط پاها حمایت میشود. | La mesa del comedor es grande. میز غذاخوری بزرگ است. |
| gato | حیوان خانگی کوچک با خز نرم. | Mi gato se llama Luna. گربه من لونا نام دارد. |
| amigo | شخصی که با او رابطهای از محبت و اعتماد دارید. | Tengo un amigo muy simpático. من یک دوست بسیار مهربان دارم. |
| escuela | محلی که در آن کودکان و جوانان آموزش میبینند. | Voy a la escuela todos los días. من هر روز به مدرسه میروم. |
| coche | وسیله نقلیه چهارچرخ که برای حمل و نقل استفاده میشود. | Mi padre tiene un coche rojo. پدرم یک ماشین قرمز دارد. |
| comida | مادهای که مردم برای انرژی مصرف میکنند. | La comida está deliciosa. غذا خوشمزه است. |
| perro | حیوان خانگی که به عنوان بهترین دوست انسان شناخته میشود. | El perro juega en el parque. سگ در پارک بازی میکند. |
| mañana | روز بعد از امروز. | Mañana vamos al cine. فردا به سینما میرویم. |
| Manzana | میوه قرمز یا سبز | Me gusta comer manzanas. دوست دارم سیب بخورم. |
| Comer | غذا خوردن | Voy a comer una ensalada. من میخواهم یک سالاد بخورم. |